شگفتی

از فضا نیامده‌ام

نویسنده: خاطره علی نسب
پانزده ساله بود كه متوجه شد بدنش الكتریسیته تولید می‌كند. با گذشت زمان توانست آنقدر روی این ماجرا تمركز كند و این انرژی را تقویت كند كه توانایی روشن كردن هر لامپ خاموشی را به دست آورد...
پانزده ساله بود كه متوجه شد بدنش الكتریسیته تولید می‌كند. با گذشت زمان توانست آنقدر روی این ماجرا تمركز كند و این انرژی را تقویت كند كه توانایی روشن كردن هر لامپ خاموشی را به دست آورد.حالا مدت‌هاست این پسر بیست و یك ساله با  كارهای عجیب و غریبی كه انجام می‌دهد اطرافیانش را متعجب می‌كند.«رامین احمدپور» برای اولین بار درباره‌ی این انرژی خدادادی‌اش در گفت‌وگویی با «همشهری سرنخ» ادعا می‌كند می‌تواند علاوه بر خاموش و روشن كردن لامپ‌ها به وسیله‌ی انرژی الكتریسیته‌ای كه از بدنش تولید می‌شود، فیوز برق ساختمان‌ها را هم بپراند.
  •   اولین بار چه زمانی احساس كردی كه بدنت الكتریسیته تولید می‌كند؟
شش سال پیش بود كه متوجه شدم من با سایر افراد فرق دارم، یك روز از خودم یك سئوال پرسیدم و همه چیز از همان سئوال شروع شد.
  •   و آن سئوال چه بود؟
تا آن روز من با هركسی كه دست می‌دادم به سرعت بین دست‌های من و فرد مقابل جرقه‌ای ایجاد می‌شد و همین مسئله باعث می‌شد فرد رو به رویم به سرعت دستش را بكشد و بپرسد چرا دستت اینقدر برق دارد یا این‌كه  بارها  دیده بودم  به محض این‌كه  یكی از اعضای خانواده به لباس‌هایی كه قبلا پوشیده بودم دست می‌زد به خاطر جرقه‌ای كه بین انگشت‌ها و لباس‌های من ایجاد می‌شد دستش را می‌كشید و می‌گفت لباس‌های رامین همیشه برق دارد. موهایم همیشه جریان الكتریسته در خود داشت و برای صاف كردنش دچار مشكل بودم. یك روز با خودم گفتم شاید بدن من الكتریسیته تولید می‌كند و از همان جا بود كه شروع كردم به آزمایش‌های مختلف روی خودم و انرژی ناشناخته‌ای كه حتی خودم را هم متعجب كرده بود. بعد‌ها متوجه شدم درست حدس زده بودم و بدن من سال‌ها انرژی ناشناخته‌ای در خود داشته است....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code