اجتماعی

آن‌ها خون‌فروش نیستند!

نویسنده: میترا شكری
با آن‌كه مدت‌های زیادی از اهدا یا آنطور كه رسانه‌ها نوشته‌اند « فروش پلاسما » می‌گذرد اما از مدتی قبل برخی رسانه‌ها شروع كردند به نوشتن درباره‌ی این‌كه به تازگی مردم از سر ناچاری در مراكز مختلف شروع به فروش پلاسمای خون‌شان كرده‌اند...
با آن‌كه مدت‌های زیادی از اهدا یا آنطور كه رسانه‌ها نوشته‌اند « فروش پلاسما » می‌گذرد اما از مدتی قبل برخی رسانه‌ها شروع كردند به نوشتن درباره‌ی این‌كه  به تازگی مردم از سر ناچاری در مراكز مختلف شروع به فروش پلاسمای خون‌شان كرده‌اند. این خبر چند روز دست به دست چرخید و افراد زیادی را متاثر كرد و به فكر فرو بردكه چرا مردم به جایی رسیده‌اند كه به فكر فروختن خون‌شان افتاده‌اند و حتما از این به بعد قرار است بر در و دیوار خیابان‌ها به جای آگهی «فروش كلیه»، آگهی‌های فروش خون را ببینیم و  برگردیم به 44سال قبل، روزهایی كه مردم برای فروختن‌ خون‌شان دست به هر كاری می‌زدند و با هم رقابت می‌كردند.

بعد از قضاوت‌هایی كه به خاطر انتشار گزارش‌هایی در این باره در جامعه شكل گرفت، تصمیم گرفتیم با دكتر زهره عطارچی-   مدیر كل اسبق سازمان  انتقال خون كشور- و كسی كه از بدو تولد پروژه‌ی پلاسما در كشور ما، در حال فعالیت بوده است گفت و گو كنیم و ماجرا را از زبان ایشان بشنویم.
  •     اگر اجازه بدهید، قبل از رسیدن به ماجرای فروش پلاسما، برگردیم به ماجرای فروش خون در ایران،‌ماجرا از چه زمانی آغاز شد؟   
  از خیلی سال قبل تا سال 1353 در كشور ما خون به فروش می‌رسید. این كار هیچ منع قانونی‌ای نداشت و هر شخصی كه متقاضی انجام این كار بود برای فروش خونش اقدام می‌كرد تا كسانی كه در بستر بیماری هستند و به خون نیاز دارند از این طریق به خونی كه نیاز دارند برسند و جان‌شان نجات پیدا كند. این افراد معمولا جلوی در بیمارستان می‌ایستادند و سر قیمت فروختن خون‌شان، معامله می‌كردند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code