ریختن خون برای رسیدن به عشق

نویسنده:
شناسایی و دستگیری دختر هجده‌ساله‌ای كه برای رسیدن به پسر موردعلاقه‌اش یك سرباز نیروی انتظامی و پسرجوانی را كه خواستگارش بود راهی بیمارستان كرد آن هم در كمتر از 9 ساعت یكی از خاطرات سرهنگ محمدی، معاون اجتماعی استان فارس است. ..
شناسایی و دستگیری دختر هجده‌ساله‌ای كه برای رسیدن به پسر موردعلاقه‌اش یك سرباز نیروی انتظامی و پسرجوانی را كه خواستگارش بود راهی بیمارستان كرد آن هم در كمتر از 9 ساعت یكی از خاطرات سرهنگ محمدی، معاون اجتماعی استان فارس است.

مهر سال 84 مصادف شده بود با ماه رمضان. با این‌كه  سال‌ها از آن روزها می‌گذرد اما خیلی خوب جزئیات آن اتفاق هولناك را به خاطر دارم. ساعت سه بعدازظهر یك روز جمعه بود و در خانه استراحت می‌كردم. هنوز چند ساعتی تا اذان مغرب مانده بود و تصمیم گرفتم تا موقع افطار كمی بخوابم. هنوز چشمانم گرم نشده بود كه یكی از مأموران كلانتری مباركه اصفهان كه در آن زمان رئیس آن‌جا بودم تماس گرفت و با صدایی بریده بریده گفت یكی از سربازان وظیفه به نام سهیل توسط دخترجوانی مورد اصابت ضربه‌ی چاقو قرار گرفته و در وضعیت وخیمی به سر می‌برد. وقتی درجریان این خبر قرار گرفتم بلافاصله راهی بیمارستان شهر مباركه شدم. به بیمارستان كه رسیدم متوجه شدم یكی از بهترین جراحان اصفهان سرباز را عمل كرده و با تلاش او و كادر بیمارستان پسرجوان از مرگ نجات یافته است.
با شنیدن خبر سلامتی سرباز جوان نفس راحتی كشیدم اما هنوز از جزئیات ماجرایی كه برایش رخ داده بود اطلاعی نداشتم. فقط می‌دانستم زمانی كه این حادثه برای رخ داده، او همراه سرباز دیگری بوده و در حقیقت هم‌خدمتی‌اش وی را به بیمارستان رسانده است....




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code