حوادث

قصه‌ی تلـخ ملیكا

نویسنده: جعفر پاكزاد
پسر چهارده ساله‌ی همسایه به بهانه‌ی سرقت گوشواره‌های كوچكی كه به گوش ملیكای هشت ساله آویزان بود او را به قتل رساند و جسدش را در خانه‌ای متروكه دفن كرد....
پسر چهارده ساله‌ی همسایه به بهانه‌ی سرقت گوشواره‌های كوچكی كه به گوش ملیكای هشت ساله آویزان بود او را به قتل رساند و جسدش را در خانه‌ای متروكه دفن كرد. او اما 72 ساعت پس از جنایت شناسایی و دستگیر شد تا تنها چند روز بعد از اعدام قاتل آتنا (دختربچه‌ی پارس‌آبادی كه قربانی نقشه‌ی شوم مرد رنگرز شده بود) این پرونده بار دیگر در ذهن‌ها زنده شود. قاتل چهارده ساله اعتراف كرده كه انگیزه‌اش از قتل ملیكا سرقت گوشواره‌های او بوده و تحقیقات از او ادامه دارد.

این روزها حال و روز مردم هفتكل خوزستان درست مثل حال و روز مردم پارس‌آباد مغان در چند ماه پیش است. وقتی خبر ناپدید شدن ملیكای هشت ساله در شهر پیچید خیلی‌ها دست به دست هم دادند و شروع به جست‌وجو كردند شاید اثری از دختر خردسال پیدا كنند. همه امیدوار بودند با پیدا شدن ملیكا  چشم‌انتظاری پدرومادرش نیز پایان یابد اما وقتی چند ساعت بعد، مأموران پلیس هم وارد ماجرا شدند و جست‌وجوها وارد فاز جدیدی شد، ردی از دختر بچه‌ی گمشده به دست آمد كه مأموران را به جسد بی‌جان او رساند. مأموران با پیدا كردن دمپایی‌های ملیكا در نزدیكی خانه‌ای متروكه، وارد آن‌جا شدند و با پیدا شدن جسد بی‌جان ملیكا در آن‌جا همه‌ی امیدها از بین رفت و مردم یك شهر عزادار مرگ دردناك دخترك خردسال شدند.
سه شنبه چهارم مهرماه بود كه ملیكای خردسال ناپدید شد و حالا چند روزی می‌شود كه بدن بی‌جان دخترك روی دستان مردم شهر تشییع و در دل خاك آرام گرفته است....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code