يادداشت

لطفا نازك نارنجی نباشید

نویسنده: میترا شكری -خبرنگار
هر بار زمستان كه از راه می‌رسد و ما از برفی كه باریده و سرمایی كه حسابی آزارمان می‌دهد صحبت می‌كنیم، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها می‌گویند:«شما كه برف ندیدین، اگه زمان ما برف رو می‌دیدین دیگه به این هوای خوب نمی‌گفتین زمستون. ما اون موقع باید تونل می‌كندیم می‌رفتیم بیرون.»...
هر بار زمستان كه از راه می‌رسد و ما از برفی كه باریده و سرمایی كه حسابی آزارمان می‌دهد صحبت می‌كنیم، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها می‌گویند:«شما كه برف ندیدین، اگه زمان ما برف رو می‌دیدین دیگه به این هوای خوب نمی‌گفتین زمستون. ما اون موقع باید تونل می‌كندیم می‌رفتیم بیرون.»
حتما شنیدن این حرف خیلی برای‌تان عجیب بوده و با خودتان گفته‌اید مگر می‌شود در ایران و مثلا در تهران چنین برفی ببارد كه آدم مجبور به كندن تونل شود. باید بگوییم بله. دقیقا 45 سال قبل درست حوالی همین روزها چنان برفی در تمام ایران باریدن گرفت كه حتی در بعضی از مناطق نمی‌شد تونل زد و مردم در خانه‌ها مانده بودند.
زمانی كه برای مرور خاطرات آن سال‌ها لا به لای روزنامه‌های قدیمی می‌گشتم، تصاویری دیدم كه دور از ذهن بود. بارش برف‌های 80 سانتی‌متری، مرگ گروهی از هموطنان، مدفون شدن خانه‌ها زیر برف‌، بسته شدن راه‌ها، ریزش بهمن،‌ از بین رفتن جنگل‌ها و ... اتفاقاتی بود كه مردم ایران برای  20 روز با آن درگیر بودند.
ماجرای سرما از دی ماه شروع شده بود و دوم بهمن به اوج خودش رسیده بود،‌ بارش برف در ایران آن‌قدر زیاد بود كه در گینس هم آن را ثبت كردند و اگر نگاهی به اتفاقات و اشخاص ایرانی ثبت شده‌ی در گینس بیندازید، این واقعه‌ی تاریخی را خواهید دید.
هر موقع در این روزهای سرد زمستان، سردتان شد و به قول معروف استخوان‌تان شروع كرد به سوختن، به این فكر كنید سرمایی كه شما تحمل می‌كنید، در مقابل سرمایی كه مردم در سال 42 و 50 تحمل كردند، هیچ است.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code