حوادث

هشت جـــان پای ازدواج اجـباری

نویسنده:
وقتی پدر مینا برخلاف میل دخترش، او را مجبور به ازدواج با پسر یكی از بستگانش كرد، هیچ‌كس تصورش را نمی‌كرد كه این ازدواج اجباری پایان شومی داشته باشد. دو سال پس از این اتفاق بود كه تصمیم زن جوان برای پایان دادن به زندگی‌اش ماجرایی را رقم زد كه شروع اختلافات میان دو طایفه و در نهایت قتل هشت نفر در این درگیری‌ها شد. اما این درگیری‌ها از كجا شروع شد؟...
وقتی پدر مینا برخلاف میل دخترش، او را مجبور به ازدواج با پسر یكی از بستگانش كرد، هیچ‌كس تصورش را نمی‌كرد كه  این ازدواج اجباری پایان شومی داشته باشد. دو سال پس از این اتفاق بود كه تصمیم زن جوان برای پایان دادن به زندگی‌اش ماجرایی را رقم زد كه شروع اختلافات میان دو طایفه و در نهایت قتل هشت نفر در این درگیری‌ها شد. اما این درگیری‌ها از كجا شروع شد؟
دو سال از زندگی مشترك مینا و كاظم می‌گذشت اما گذشت زمان هم باعث نشده بود كه دختر جوان علاقه‌ای به همسرش پیدا كند و آن‌ها  مدام با یكدیگر درگیر بودند. مینا قبل از ازدواج با كاظم به پسر جوانی به نام «علی» كه از طایفه‌ای دیگر بود، علاقه داشت و قرار بود ازدواج كنند. علی می‌خواست به خواستگاری مینا برود اما پدر دختر جوان راضی به این وصلت نبود. به همین خاطر برای پایان دادن به علاقه‌ی دخترش، وی را مجبور به ازدواج با پسر یكی از بستگان نزدیكش به نام كاظم كرد و به این ترتیب مینا با چشمانی گریان پای سفره‌ی عقد نشست. ازدواجی اجباری كه پس از دو سال رنگ خون گرفت.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان رودبار جنوب در این باره می‌گوید: «ماجرای این درگیری‌ها و قتل‌ها از وقتی شروع شد كه در مرداد94، دختر جوان تصمیم گرفت با اسلحه‌ی شكاری همسرش خودكشی كند.» آن شب، كاظم همسر مینا، در خانه مهمان داشت و با دوستانش در اتاقی دیگر مشغول صحبت بودند. مینا كه دیگر از دعواها و درگیری‌ها با همسرش خسته شده بود از این فرصت استفاده كرد و با خواستگار سابقش تماس گرفت و گفت كه می‌خواهد خودش را بكشد. علی سعی كرد مانع مینا شود و از او خواست كه همدیگر را ببینند. زن جوان دور از چشم شوهرش از خانه خارج شد و به محل قرار رفت....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code